
فریدون مشیری
در نیمه های قرن بشر سوزان 1
در انفجار دائم باروت، در بوته زار انسان، در ازدحام وحشت و سرسام،
سرگشته و هراسان
می خواند!
می خواند با صدای حزینش؛
می خواست تا «صدای خدا»2 را در جانم مردمان بنشاند نامردم سیه دل بدكار را، مگر در راه مردمی بكشاند…..
می رفت و با صدای حزینش می خواند: در اصل یك درخت كهن «آدم»
از بهشت،
آورد در زمین و درین پهندشت كشت! ما شاخه درخت خداییم. چون برگ و بار ماست ز یك ریشه و تبار! هر یك تبر به دست چراییم ؟
این آتش ای شگفت، در مردم زمانه او در نمی گرفت، آزرده و شكسته، گریان و نا امید می رفت و با نوای حزیبنش
می خواند
«گوش زمین به ناله من نیست آشنا،
من طایر شكسته پر آسمانی ام. گیرم كه آب و دانه دریغم نداشتند؛
چون میكنند با غم بی همزبانی ام »3
دنبال همزبان، می گشت…. اما «نه با چراغ» نه بر «گرد شهر»آه با كوله بار اندوه، با كوه حرف می زد !
با كوه: -حیدر بابا سلام !4
فرزند شاعر تو به سوی تو آمده ست. با چشم اشكبار -غم روی غم گذاشته- عمری ست، شهریار من با تو درد خویش بیان می كنم، تو نیز بر گیر این پیام و از آن قله بلند پرواز ده !كه در همه آفاق بشنوند: «ای كاش جغد نیز، در این جهان ننالد، از تنگی قفس»
این جا، ولی نه جغد، كه شیری است دردمند ،
افتاده در كمند !
پیوسته می خروشد، در تنگنای دام، وز خلق بی مروت بی درد؛ یك ذره، مهر و رحم، طلب میكند مدام !
می رفت و با صدای حزینش،
می خواند و دیگر مزن دم از «وطن من»،
وز «كیش من مگوی»به هر جمع و انجمن بس كن حدیث مسلم و ترسا را ،
در چشم من، «محبت: مذهب»
«جهان: وطن»5
دركوچه باغ «عشق»
می رفت و با صدای حزینش،
می خواند:
«گاهی گر از ملال محبت برانمت،
دوری چنان مكن كه به شیون بخوانمت پیوند جان جدا شدنی نیست ماه من،
تن نیستی كه جان دهم و وا رهانمت»
زین پیش،گشته اند به گرد غزل،بسی این مایه سوز عشق،نبوده است در كسی!
می رفت……..تا كرگ نابكار،سر راه او گرفت!
تا ناگهان،صدای حزینش،
این بغض سالها،
این بغض دردهای گران،در گلو گرفت!
در نیمه های قرن بشر سوزان اشك مجسمی بود،
در چشم روزگار.
جان مایه محبت و رقت......
ای وای شهریار!
پاينده ايران
1.اشاره به كوره های آدم سوزی در دوران هیتلر
2. «صدای خدا» نام مثنوی بلندی است از شهریار
3.دیوان شهریار(ص185)
4.منظومه حیدر بابا سلام
5.قصیده معروف مسافرت شاعرانه شهریار با مطلع
كجاست تخت سكندر ،كجاست افسر دارا
از این حدیث بخوانید بی وفایی دنیا
(كلیات ص317)
كه ضمن آن می گوید:
وطن كجاست فرو هل حكایت وطن من!
یكی است كیش رها كن حدیث مسلم ترسا
جهان مراست وطن،مذهب من است محبت
چه كافر و مسلمان چه آسیا چه اروپا
سلام
اگه مشکل کندی دارید و درسها خوب با سرعت پیش نمیره
این مطلب کوتاه کمکتون خواهد کرد
حتما میدونید که سرعت عمل بخصوص تو این سه ماه باقی مانده خیلی مهمه
مهمترین عامل کندی کند خواندن هست (غیب گفتم![]()
![]()
)
اگر باسرعت کم 12 ساعت در روز بخوانید کمتر از اینکه با سرعت زیاد 4 ساعت مطالعه کنید فایده داره
تند خواندن فایدهای زیادی داره که تو مطلبهای قبلی تمرین های افزایش سرعت گذاشتم
بیماری های روحی در کندی تاثیر مهمی دارند
مثلا فرض کنید یک نفر وسواس داره و مطلبی را ده بار میخونه
این آدم بی شک کند میشه
بیشتر بیماریهای روحی با رعایت بهداشت روانی کم میشه یک توصیه خیلی مهم و واجب اصلا تلویزیون نگاه نکنید (الان نزدیک به یک ماه هست که یک لحظه هم ندیدم )
استرس اگر به عنوان بیماری روانی بهش نگاه نکنیم به عنوان عامل عمومی کندی محسوب میشه
به خاطر وضعیت بدن در حالی که استرس داره سرعت مطالعه کم میشه
یکی از عوامل کندی تنبلی هست باید واقع نگر باشید اگر روزی کمتر از 8 ساعت مطالعه دارید باید بدونید که تنبل هستید و این از عادتها و یا ممکنه به خاطر کم انگیزه بودن هم باشه
اما خوب بیشتر ژنتیکی هست که میتونید از روانپزشک درخواست کمک کنید
کندی باعث میشه شما از درسها تصور خشن و سخت داشته باشید در حالی که در واقع اینطور نیست
هر کتاب و مطلب جاذبه های زیبای فراوانی داشته و گرنه اصلا پیشرفته نمی شده
این تصور باز باعث زدگی بیشتر میشه
و شما تقریبا از هیچی برای خودتون مشکل میسازید
سعی کنید در مورد کتابهای درسی مطالعه آزاد داشته باشید
و مانند یک دانشمند دانستنی های جذاب را به قابلیتهای ارزشمند خودتون تبدیل کنید
![]()
![]()
...
![]()
![]()
یک توصیه از استاد عزیز اصلاح طلب : بجز درسخواندن به چیزی دیگه ای فکر نکنید (درمورد تمرکز توی پستهای قبلی کامل توضیح دادم)
به زودی با روحی جدید بعد از نزدیک به یک سال ننوشتن به برمیگردم
منتظرم باشید
با پست -مقابله با کندی -
![]()
![]()
![]()
![]()
...
